اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

317

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

منظور برادر منصور بن جمهور بر او تاختند و او را كشتند و پيشامد را به مغلس نوشتند تا نزد ايشان آمد و منصور بن جمهور با وى روبرو شد و با او نبرد كرد و او را شكست داد ، پس مغلس را اسير گرفتند و نزد منصور آوردند ، و منصور او و بيشتر كشندگان برادر خود را كشت . قدرت كرمانى در خراسان بالا گرفت و جنگ ميان او و نصر بن سيار ادامه يافت و كرمانى بر نصر بن سيار پيروز آمد و بيشتر امر كرمانى بدست ابو مسلم خراسانى بود . جماعتى از بزرگان مرا خبر دادند كه هر گاه كرمانى و نصر بن سيار براى نبرد روبرو مىشدند ، ابو مسلم مىگفت : خدايا هر دو را شكيبايى ده و هيچكدام را پيروز مگردان . كرمانى با ضربتى از پا در آمد و نصر او را بدار زد و ابو مسلم بر لشكر كرمانى دست يافت و كارش بالا گرفت و سپاهش فزون گشت و در جنگ با نصر بن سيار پافشارى كرد تا چندين بار او را شكست داد و دعوت بنى هاشم را آشكار ساخت ، و آن در ماه رمضان سال 129 بود . سليمان بن حبيب بن مهلب در اهواز سر بلند كرد و يزيد بن عمر بن هبيره ، نباتة بن حنظله كلابى را بر سر وى فرستاد و جنگى سخت ميان آنان روى داد ، سپس سليمان شكست خورد و به فارس گريخت و يزيد بن عمر ، عامر بن ضباره مرى را به فارس گسيل داشت . امر نصر بن سيار در خراسان به سستى كشيد و كار ابو مسلم بالا گرفت ، پس نصر نامه اى در شرح حال خود و ناتوانى همراهانش و نيرومندى و پيروزى ابو مسلم به مروان نوشت و در پايان نامه اش اين شعرها را نگاشت : ارى بين الرماد و ميض جمر و يوشك ان [ 1 ] يكون له ضرام فان النار بالعودين تورى [ 2 ] و ان الفعل يقدمه الكلام

--> [ 1 ] طبرى ، فاحج بان . [ 2 ] طبرى ، تذكى و ان الحرب مبدؤها الكلام .